دین وزندگی

اگر : هدفی برای زندگی دلی برا دوست داشتن وخدایی برای پرستش داری خوشبختی با آرزوی خوشبختی برای همه ی همکاران و دانش آموزان عزیزم

دین وزندگی

اگر : هدفی برای زندگی دلی برا دوست داشتن وخدایی برای پرستش داری خوشبختی با آرزوی خوشبختی برای همه ی همکاران و دانش آموزان عزیزم

الهى ! بحق خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرینت نورم ده.
الهى ! راز دل را نهفتن دشوار است و گفتن دشوارتر.
الهى ! یا من یعفو عن الکثیر و یعطى الکثیر بالقلیل از زحمت کثرتم وارهان و رحمت وحدتم ده.
الهى ! سالیانى مى‏پنداشتم که ما حافظ دین توایم استغفرک اللهم در این لیلة الرغائب هزار و سیصد و نود فهمیدم که دین تو حافظ ما است احمدک اللهم.
الهى ! چگونه خاموش باشم که دل در جوش و خروش است و چگونه سخن گویم که خرد مدهوش و بیهوش است.
الهى ! ما همه بیچاره ایم و تنها تو چاره اى و ما همه هیچکاره ‏ایم و تنها تو کاره اى.
الهى ! از پاى تا فرقم در نور تو غرقم یا نور السموات و الارض انعمت فزد.
الهى ! شان این کلمه کوچک که به این علو و عظمت است پس یا على یا عظیم شان متکلم اینهمه کلمات شگفت لا تتناهى چون خواهد بود.
الهى ! واى بر من اگر دانشم رهزنم شود و کتابم حجابم.
الهى ! چون تو حاضرى چه جویم و چون تو ناظرى چه گویم.
الهى ! چگونه گویم نشناختمت که شناختمت و چگونه گویم شناختمت که نشناختمت...
هی دل چگونه کالای است که شکسته آن را خریداری و فرموده ای پیش دل شکسته ام.
الهی عاقبت چه خواهد شد و با ابد چه بایدکرد
الهی همه از تو دوا خواهند حسن از تو درد خواهد.
الهی اگر تقسیم شود به من بیشتر از این که دادی نمی رسد فلک الحمد.
الهی ما را یارای دیدن خورشید نیست،دم از دیدن خورشید آفرین چون زنیم.
الهی همه گویند بده حسن گوید بگیر.
الهی از نماز و روزه ام توبه کردم به حق اهل نماز و روزه ات توبه این نا اهل را بپذیر.
الهی به فضلت سینه بی کینه ام دادی بجودت شرح صدرم عطا بفرما.
الهی اگر چه درویشم ولی داراتر از من کیست که تو دارائی منی.
الهی دندان دادی نان دادی، جان دادی جانان بده.

الهی در سر خمار تو دارم و در دل اسرار تو دارم و بر زبان اشعار تو
الهی اگر گویم ستایش و ثنای تو گویم و اگر جویم رضای تو جویم
الهی اگر طاعت بسی ندارم اندر دو جهان جز تو کسی ندارم .

الهی در سر خمار تو دارم و در دل اسرار تو دارم و بر زبان اشعار تو
الهی اگر گویم ستایش و ثنای تو گویم و اگر جویم رضای تو جویم
الهی اگر طاعت بسی ندارم اندر دو جهان جز تو کسی ندارم .
الهی ظاهری داریم بس شوریده و باطنی داریم بخواب غفلت آلوده و دیده ای پر آب گاهی در آتش می سوزیم و گاهی در آب دیده غرق .

طبقه بندی موضوعی

۱۳۵۲ مطلب با موضوع «متفرقه» ثبت شده است

۲۴
آبان










  • طاهره نظیفی
۲۴
آبان
  • طاهره نظیفی
۲۴
آبان

نتیجه تصویری برای قران


دکتر طریق السوادان آیاتی را در قرآن مجید پیدا کرده است که قید میکند موضوعی برابر با موضوعی دیگر است،مثلا مرد برابر است با زن.گرچه این مسئله از نظر صرف و نحو دستوری بی اشکال است،اما واقعیت اعجاب آور این است که تعداد دفعاتی که کلمه مرد در قرآن دیده می شود 24 مرتبه و تعداد دفعاتی که کلمه زن در قرآن دیده میشود هم 24 مرتبه است،در نتیجه،نه تنها این عبارت از نظر دستوری صحیح است،بلکه از نظر ریاضیات نیز کاملا بی اشکال است،یعنی 24=24.با مطالعه بیشتر آیات مختلف،متوجه شده که این مسئله درمورد همه چیزهایی که در قرآن ذکر شده،صدق می کند.در ادامه به کلماتی که دفعات به کار بستن آن در قرآن ذکر شده،نگاه کنیـــــــد:

دنیا 115 ======== آخرت 115


ملائک 88 ========شیطان 88

زندگی 145 ========مرگ 145

سود 50 =======زیان 50

ملت (مردم) 50 ======== پیامبران 50

ابلیس11 ======== پناه جستن از شر ابلیس 11

مصیبت 75 ========= شکر 75

صدقه 73 ========= رضایت 73

فریب خوردگان (گمراه شدگان) 17 ======== مردگان (مردم مرده) 17

مسلمین 41 ======== جهاد 41

طلا 8 ======== زندگی راحت 8

جادو 60 ======== فتنه 60

زکات 32 ======== برکات 32

ذهن 49 ======== نور 49

زبان 25 ======== موعظه(گفتار،اندرز) 25

آرزو 8 ======== ترس 8

آشکارا سخن گفتن(سخنرانی) 18 ======== تبلیغ کردن 18

سختی 114 ======== صبر 114

محمد(صلوات الله علیه) 4 ========شریعت (آموزه های حضرت محمد(ص)) 4

مرد 24 ======== زن24

همچنین جالب است که نگاهی به دفعات تکرار کلمات زیر در قرآن داشته باشید:

نماز:5

ماه:12

روز:365

دریا:32

زمین(خشکی):13

دریا+خشکی=45=13=32

دریا=درصد 1111111/71=100×45/32

خشکی=درصد 8888889/28=100×45/13

دریا+خشکی=%100

دانش بشری اخیرا اثبات نموده که آب 111/71 درصد و خشکی 889/28 درصد از کره زمین را فرا گرفته است.

آیـــا همه اینها اتفاقی است؟

سوال اینجاست که چه کسی به حضرت محمد(صلوات الله علیه) اینها را آموخته است؟

قرآن هم دقیقا همین را بیان میکند.




  • طاهره نظیفی
۲۴
آبان

نتیجه تصویری برای ماه صفر
ماه صفر
در نامگذاری این ماه، دو وجه ذکر کرده‏اند:
1. از «صُفْرَة (زردی)» گرفته شده؛ زیرا زمان انتخاب نام، مقارن فصل پاییز و زردی برگ درختان بوده است.
2.از «صِفْر (خالی)» گرفته شده؛ زیرا مردم پس از پایان ماه‏های حرام، رهسپار جنگ می‏شدند و شهرها خالی می‏شد.
این ماه، معروف به شومی و بدشگونی است. از پیامبر اکرم (ص) درباره ماه صفر، چنین نقل شده است:
هر کس خبر تمام شدن این ماه را به من دهد، بشارت بهشت را به او می‏دهم.
لذا در این ماه، به دادن صدقه اهتمام بیشتری شود و برای ایمنی از بلاها، دعای زیر هر روز ده مرتبه خوانده شود:
یا شَدیدَ الْقُوی‏ وَیا شَدیدَ الْمِحالِ یا عَزیزُ یا عَزیزُ یا عَزیزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِکَ جَمیعُ خَلْقِکَ فَاکْفِنی‏ شَرَّ خَلْقِکَ یا مُحْسِنُ یا مُجْمِلُ یا مُنْعِمُ یا مُفْضِلُ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی‏ کُنْتُ مِنَ الظَّالِمینَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَنَجَّیْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَکَذلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنینَ وَصَلَّی اللَّهُ عَلی‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ‏
الطَّیِّبینَ الطَّاهِرینَ!
ای سخت نیرو، و ای سختگیر! ای عزیز، ای عزیز، ای عزیز! خوارند از بزرگی‏ات همه خلقت. پس کفایت کن از من شرّ خلق خودت را، ای احسان بخش! ای نیکوکار! ای نعمت بخش! ای عطا دِه! ای که معبودی جز تو نیست! منزّهی تو! به راستی من از ظالمانم. اجابت کردیم برایش و نجاتش دادیم از غمّ و همچنین نجات دهیم مؤمنان را، و رحمت کند خدا بر محمّد و آل پاک و پاکیزه‏اش!

وقایع روز اوّل ماه صفر:
شهادت زید بن علی بن حسین در سال 121 ه.ق.

وقایع روز سوم ماه صفر:
ولادت امام باقر (ع) در سال 57 ه.ق.

اعمال روز سوم ماه صفر:
1. نماز گزاردن. دو رکعت نماز که در رکعت اوّل، سوره حمد و فتح، و در رکعت دوم، سوره حمد و اخلاص خوانده شود.
پس از نماز:
الف) صد مرتبه صلوات.
ب) صد مرتبه «اَللَّهُمَّ الْعَنْ الَ اَبی‏ سُفْیانَ».
ج) صد مرتبه استغفار گفته شود و از خداوند متعال، طلب حاجت شود.
وقایع روز هفتم ماه صفر:
ولادت امام موسی کاظم (ع) در سال 128 ه.ق.

وقایع روز بیستم ماه صفر:
اربعین حسینی.
بازگشت اسیران حادثه کربلا به کوفه.

اعمال روز بیست و هفتم صفر:
1. خواندن زیارت امام حسین (ع).
2. خواندن زیارت اربعین. در روایتی از امام عسکری (ع)، خواندن زیارت اربعین، از نشانه‏های مؤمن بر شمرده شده است.
وقایع روز بیست و هشتم ماه‏
رحلت پیامبر اکرم (ص) در سال 11 ه.ق‏
شهادت امام حسن مجتبی (ع) در سال 50 ه.ق‏

اعمال روز بیست و هشتم صفر:
1. عزاداری و سوگواری کردن.
وقایع روز سی‏ام ماه‏
شهادت حضرت رضا (ع) در سال 203 ه.ق اتفاق افتاد. البته تاریخ شهادتش را آخر ماه صفر نقل کرده‏اند ولی معلوم نشد در سال شهادت، این ماه بیست و نه روز بود یا سی روز. (293)
منابع:
- المراقبات، جواد الملکی التبریزی، چاپخانه حیدری، قم، 1381 ق، ص 18.
- مفاتیح الجنان‏، شیخ عباس قمی، افتخاری، تهران، 1375 ش، ص 293.
- آشنایی با زندگی امام باقر (ع) ولادت امام محمد باقر (ع)، در اوّل ماه رجب، یا سوم ماه صفر سال 57 هجری در مدینه بوده است. ایشان در روز دوشنبه هفتم ذی حجّه سال 114 هجری در مدینه وفات نمود. بارگاه نورانی آن حضرت، قبرستان بقیع، و مدت عمر ایشان، 57 سال است. پدر بزرگوارش، امام سجّاد (ع) و مادرش، فاطمه دختر امام حسن (ع) بود. آن حضرت، «ابن الخیرتین» و «عَلَویٌّ بین علوّیین» بود. فرزندان آن حضرت عبارت‏اند از: 1. جعفر [امام صادق (ع)]، 2.عبداللَّه، 3. ابراهیم، 4. عبیداللَّه، 5. علی، 6. زینب. 7. امّ‏سلمه.
دوره امامت آن حضرت و فرزند بزرگوارش امام صادق (ع)، مقارن با تبلیغات سرّی بنی عبّاس و درگیری آنان با حاکمان بنی‏امیّه بود. بدین جهت، فرصتی مناسب، برای این دو امام در نشر دین و تعلیم و تربیت به وجود آمد. امامت آن حضرت، نُه یا ده سال به طول انجامید.
زمامداران غاصب در دوره ایشان عبارت‏اند از: 1.ولید بن عبدالملک، 2. سلیمان بن عبدالملک، 3. عمر بن عبدالعزیز، 4.یزید بن عبدالملک، 5.هشام بن عبدالملک.
از سخنان آن حضرت است:
عالِمٌ یُنْفَعُ بِعِلْمِهِ اَفْضَلُ مِنْ سَبْعینَ اَلْفِ عابِدٍ.
دانشمندی که از دانش او سود برده شود، از هفتاد هزار عبادت کننده [بدون علم‏]، برتر است.
- بحارالأنوار، محمّد باقر المجلسی (م 1111 ق)، المکتبة الاسلامیة، ج 98، ص 348.
- همان.
- همان؛ مفاتیح الجنان، ص 467.
- همان.
- حضرت رضا (ع)، در روز 11 ذی حجّه سال 148 هجری در مدینه به دنیا آمد و در آخر صفر سال 203 هجری در طوس در 55 سالگی به شهادت رسید. بارگاه ملکوتی آن حضرت در مشهد مقدّس است. پدر بزرگوارش حضرت موسی بن جعفر(ع) و مادرش امّ‏البنین (نجمه) نام داشت.
شیخ مفید و طبرسی گفته‏اند: امام رضا (ع) یک فرزند داشت و نام او محمد بن علی‏[جواد (ع) ]بود. امامت آن حضرت، بیست سال بود. ده سالِ آن در خلافت هارون الرشید، پنج سال در حکومت امین و پنج سال دیگر، در حکومت مأمون واقع شد.
وقتی مأمون روی کار آمد، از حضرت دعوت کرد تا به مَرْو بیاید و بر این دعوت، اصرار ورزید تا این که در سال 200 ه.ق. حضرت مدینه را به مقصد مَرْو ترک کرد.
حوادث مهمّ این سه سال عبارتند از:
1. عبور حضرت از نیشابور و خواندن حدیث «سلسلة الذَهَب» در جمع مردم آن شهر؛
2. قبولی مشروط ولایت عهدی مأمون در سال 201 ه.ق.
3. مناظرات علمی حضرت با علمای ملل و ادیان.
4.رفتن حضرت برای ادای نماز عید فطر و برگرداندن ایشان به دستور مأمون.
کلمات گهربار ایشان، در مجموعه‏های مستقل گردآوری شده و موجود است از جمله:
1. عیون أخبار الرضا (ع)، شیخ صدوق.
2. مسند الامام الرضا (ع) (2 ج)، عزیز اللَّه عطاردی.
3. موسوعة کلمات الامام الرضا(ع)، پژوهشکده باقرالعلوم (ع).

  • طاهره نظیفی
۲۴
آبان

پرسش
آیه «از خداوند، پیامبرش و کسانی که دارای قدرت هستند، فرمان ببرید» در مورد چه اشخاصی نازل شده است؟
پاسخ اجمالی

همه مفسران شیعه در این زمینه اتفاق نظر دارند که منظور از" اولی الامر"، امامان معصوم هستند که رهبرى مادى و معنوى جامعه اسلامى، در تمام شئون زندگى از طرف خداوند و پیامبر (ص) به آنها سپرده شده است، و غیر آنها را شامل نمى‏شود. البته کسانى که از طرف آنها به مقامى منصوب شوند و پستى را در جامعه اسلامى به عهده گیرند، با شرایط معینى اطاعت آنها لازم است، - نه به خاطر این که اولوا الامرند -، بلکه به این جهت که نمایندگان اولوا الامر هستند.

 

بدون تردید این اطاعت که در آیه: " أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ ..." آمده، اطاعتى مطلق است، و به هیچ قید و شرطى مقید و مشروط نشده، این خود دلیل است بر این که رسول امر به چیزى و نهى از چیزى نمی‌‏کند، که مخالف با حکم خدا در آن چیز باشد، و گرنه واجب کردن خدا اطاعت خودش و اطاعت رسول را تناقضى از ناحیه خداى تعالى می‌‏شد، و موافقت تمامى اوامر و نواهى رسول با اوامر و نواهى خداى تعالى جز با عصمت رسول تصور ندارد و محقق نمى‏شود این سخن عینا در مورد اولى الامر نیز جریان می‌‏یابد.

 

  • طاهره نظیفی
۲۴
آبان
چرا در قرآن «اطیعو الله و اطیعو الرسول» آمده است؟ مگر اطاعت از خدا با اطاعت از رسول فرق دارد؟



پاسخ :


در پاسخ باید ابتدا مقدمه‌ای بیاورم:
بزرگان علم کلام برای توحید مراتبی قائل شده‌اند و توحید در ربوبیت تشریعی را یکی از مهم‌ترین مراتب توحید شمرده‌اند. توضیح اینکه توحید در ربوبیت تشریعی؛ یعنی پس از آنکه معلوم شد آفریننده ما خداست و اختیار وجود و تدبیر زندگی هم استقلالاً به دست اوست، باید باور داشته باشیم که جز او کسی حق فرمان دادن و قانون وضع کردن برای ما انسان ها را ندارد. قانون به پشتوانة وضع امضا و اجازه او رسمیت پیدا می‌کند.[1] این مرتبه از توحید دارای چنان اهمیّتی است که اگر کسی بخواهد از موحدین و مسلمان‌ها شمرده شود، باید این مرتبه از توحید را دارا گردد.[2]
از نظر قرآن کسی موحّد است که هم واجب الوجود را منحصر به الله بداند و هم خالق را، هم «ربّ تکوینی» را، هم «ربّ تشریعی» را و هم «اله و معبود» را.[3]
مصداق روشنی که راجع به این مطلب وجود دارد، داستان ابلیس است که در قرآن مکرّر و با تأکید بیان شده است.
او معتقد به خالقیت الله بود؛ زیرا وقتی خداوند به او فرمود چرا به آدم سجده نکردی؟ گفت: خطاب به خدا می‌گوید: «خلقتنی من نار و خلقته من طین»[4] تو مرا از آتش و او (آدم) را از گِل آفریدی، من از او بهترم چرا برای او سجده کنم؟» همچنین اعتقاد به ربوبیت نیز دارد «... قال ربّ بما اَغوَیْتنی لَاُزَیِّننَّ لهم»[5] خدا را به عنوان ربّ یاد می‌کند. در جای دیگر آمده است: «ربّ فانظرنی الی یوم یبعثون»[6] از خدا می‌‌خواهد که تا روز قیامت عمرش را طولانی کند تا همة آدمیان را گمراه کند، بدین ترتیب معلوم می‌شود که او به روز قیامت هم معتقد بوده است. شیطان با وجود داشتن همه این اعتقادات سقوط کرد؛ زیرا در مقابل فرمان خدا (سجده بر آدم) سرپیچی کرد، یعنی او در اعتقاد به ربوبیت تشریعی مشکل داشت؛ در حالی که حق اطاعت بی‌چون و چرا مال خداست وقتی امر می‌کند باید اطاعت شود؛ در نتیجه ابلیس فقط به خاطر سرپیچی از اطاعت خداوند از جایگاه خود سقوط کرد.[7]
بنابر این در جهان هستی کسی که باید اطاعت شود فقط خدا است و اطاعت دیگران باید به اذن او باشد؛ زیرا مراتب مختلف توحید تنها در این صورت معنا پیدا می کند. حال سؤال این است: چرا آیة 59 نساء «یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم» فرمان داده است که از خدا اطاعت کنید و در کنار آن آمده است که از رسول اطاعت کنید، مگر اطاعت از رسول غیر از اطاعت از خداست؟
به طور کلی این‌ آیه یکی از مهم‌ترین مسائل اسلامی؛ یعنی مسأله رهبری را مطرح و مرجع واقعی مسلمین را در مسائل مختلف دینی و اجتماعی مشخص می کند؛ از این رو نخست به مردم با ایمان دستور می‌دهد که از خداوند اطاعت کنند. برای یک فرد با ایمان بدیهی است که همة اطاعت‌ها باید به اطاعت پروردگار منتهی شود و هر گونه رهبری باید از ذات پاک او سرچشمه گیرد.
و در مرحلة بعد، به پیروی از پیامبری فرمان می دهد که معصوم است و هرگز از روی هوی و هوس سخن نمی‌گوید، و سخن او سخن خداست و منصب رسالت را خدا به او داده است.[8]
خداوند در آیه‌ای دیگر درباره اطاعت از پیامبر می فرماید: «ما ارسلنا من رسول الا لیطاع باذن الله» این آیه به روشنی می‌رساند که اطاعت از پیامبر شاخه‌ای از اطاعت خدا و در طول اطاعت از او است و هرگز به طور مستقل مورد اطاعت نیست و اگر خداوند به اطاعت از او فرمان نمی‌داد هرگز اطاعت وی واجب نبود. به همین جهت در آیه‌ای دیگر اطاعت از پیامبر را اطاعت از خدا تلقی می‌کند: «من یطع الرسول فقد یطع الله»[9]
حال با بیان مطالب گذشته هنوز جای این سؤال باقی است که اگر اطاعت از رسول همان اطاعت از خداست؛ پس چرا کلمه اطیعوا در آیه تکرار شده است؟
پاسخ این است که اطاعت از خدا به مقتضای خالقیت و حاکمیت ذات او است؛ ولی اطاعت از پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ مولود فرمان پروردگار است به تعبیر دیگر اطاعت از خدا بالذات و به طور مستقل واجب است؛ اما اطاعت از پیامبر بالغیر و به دستور خدا است. شاید تکرار اطیعوا در آیه اشاره به همین موضوع؛ یعنی تفاوت دو اطاعت دارد.[10]
دیگری از این تکرار را از تفسیر المیزان علامه طباطبائی ـ مفسر بزرگ قرآن کریم ـ وجه دیگری برای تکرار اطیعوا ارائه کرده است:
ایشان می فرماید: شکی نیست در این که خداوند متعال (در آیه شریفه 59 سوره نساء) از اطاعت خود اطاعت در آنچه را که وحی کرده و از طریق رسولش به ما رسیده است، اراده کرده؛ امّا رسول دارای دو مقام است یکی مقام تشریع که آنچه را خدا به او وحی کرده است (غیر از قرآن)، برای مردم بیان می کند. به مقتضای این مقام اجمال و کلیات آنچه را در کتاب آمده است، برای مردم به طور مفصل و شفاف ارائه می‌کند، همان‌گونه که خدا فرموده است: «و انزلنا الیک الذکر لتبیّن للناس ما نُزِّل الیهم»[11]
دوم مقام رأی و نظر؛ بدین معنا که: آنچه را درست می‌داند به آن حکم می کند این کار پیامبر (ص) مربوط به مقام حکومت و قضاوت حضرت می‌شود، چنانکه آیه شریفه به آن مقام اشاره کرده است: «لتحکم بین الناس بما اراک الله»[12]
پس اطاعت از رسول معنایی دارد و اطاعت از خدا معنای دیگری اگر چه در حقیقت اطاعت از رسول همان اطاعت از خداست؛ زیرا خداوند اطاعت رسول را الزامی کرده است، همانگونه که می‌فرماید:«ما أرسلنا من رسول الاّ لیطاع باذن الله»؛[13] بنابر این اطاعت از رسول در این دو مقاله، بر مردم واجب است. این معنا (تفاوت مورد اطاعت از خدا و رسول) که سبب شده است تا امر به اطاعت تکرار شود.[14]
پس تکرار واژه اطاعت اولا، بدان لحاظ است که، اطاعت از خداوند بالذات و به طور مستقل واجب است؛ ولی اطاعت از رسول بالغیر و به خاطر فرمان خداوند. ثانیا، خداوند از اطاعت خود، اطاعت در معارف اسلامی را، که از طریق وی به پیامبر و سپس به انسان ها رسیده است، اراده کرده است؛ در حالی که مراد از اطاعت پیامبر، اطاعت از وی در بیان و تفضیل احکام کلی و نظریات آن حضرت در باب حکومت و قضاوت است.


پی نوشتها:

[1] . مصباح یزدی، محمد تقی، معارف قرآن، قم، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ اول، 1376ش، ج1-3، خداشناسی، ص 49.
[2] . همان.
[3] . همان، ص 54.
[4] . اعراف/ 12
[5] . حِجر/ 39
[6] . اعراف/ 14
[7] . همان، ص 60 ـ 62.
[8] . مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج 3، ص 434..
[9] . سبحانی، جعفر، منشور جاوید، قم، انتشارات مؤسسه امام صادق ـ علیه السّلام ـ ، 1369، ج 2، ص 337.
[10] . مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ج 3، ص 435.
[11] . نحل/ 44.
[12] . نساء/ 105.
[13] . نساء/ 64.
[14] . طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، قم، چاپ جامعه مدرسین، ج 4، ص 388.

اندیشه قم
  • طاهره نظیفی
۲۲
آبان

 

روش مطالعه درس دین و زندگی پیش دانشگاهی 

موضوعات، سبک طرح دروس پیش‌دانشگاهی و نگارششان و حتی اهداف پیش‌روی مولف محترم کتاب کاملا با مباحث سال دوم و سوم متفاوت است و اگر بخواهیم با همان نگاه سال سوم خود به این کتاب بنگریم با مشکل مواجه خواهیم شد. دین و زندگی پیش‌دانشگاهی در نیم سال اول مبتنی بر مطالبی است که در وهله اول فهم آنها در اولویت قرار دارد و پس از تفهیم و درک آن مباحث است که به بررسی نکات عینی داخل کتاب می‌پردازیم.

ما شش درس پیش‌روی خود داریم که در چینشی منطقی از درس نخست تا درس آخر آن با یکدیگر مرتبط هستند، به‌طور مثال اگر ما نکات پیرامون ذات خداوند را در درس اول متوجه نشویم نمی‌توانیم توحید ذاتی در درس دوم را فرا بگیریم و به تبع آن در فهم توحید افعالی نیز با مشکل مواجه می‌شویم، اگر این مباحث مربوط به توحید نظری (ذاتی - افعالی - صفاتی) را یاد نگیریم. فهم مطالب درس سوم که نتیجه آنها می‌باشد مشکل می‌گردد و عدم تسلط بر توحید عبادی در درس سوم نقص یادگیری اخلاص در بندگی در درس چهار را در بر دارد و در آن هنگام است که توبه و بازگشت به این توحید عبادی برای ما در درس پنجم نامفهوم می‌گردد. همچنین عدم تسلط بر توحید افعالی و رابطه اختیار انسان با افعال خداوند سبب آن می‌گردد که مهمترین درس این کتاب، یعنی قضا و قدر الهی در درس ششم را از دست دهیم. لذا ضروری است که به نکات زیر در باب هر درس دقت فرمایید:

درس یکم: این درس به برهان امکان و وجوب و اثبات آن می‌پردازد. دسته‌بندی مباحث استدلالی در مقدمه، ارتباط مفاهیم با آیات ابتدای درس، روابط علی معلولی ذیل آیات و همچنین ارتباط میان آیات، اشعار و روایات بخش دوم (خداوند نور هستی) از مهمترین مباحث مطرح و ویژه این درس می‌باشند.

درس دوم: بعد از اثبات وجود خدا در درس نخست به عنوان منشا وجود هستی، در درس دوم به بررسی یگانگی خداوند در ذات، افعال و صفاتش می‌پردازیم. نکته قابل توجه در این قسمت آن است که نخست هر شاخه از توحید و شرک مرتبط با آن را مستقلا بررسی کنیم، هرکدام از تعاریف و توصیفات مربوط به آنها را تقسیم کنیم و بدانیم که ممکن است هرکدام از آن جملات ذیل هرکدام از شاخه‌های توحید یا شرک در صورت سوال طرح شود و مفهوم مرتبط با آن خواسته شود، نکته مهم دیگر ارتباط هر آیه یا ذکر و عبارت با توحید مرتبط با آن است. در ضمن مثال‌های توضیحی نیز بسیار مهم است مانند آنکه اعتقاد به خدای آب و خدای باد چه نوع شرکی است؟ پاسخ: شرک ذاتی.

درس سوم: این درس در حقیقت ادامه مباحث درس دوم و یا به بیانی بهتر ثمره و نتیجه آن است. نکته قابل توجه و بسیار مهم در مطالعه این درس آن است که نخست متن درس را مطالعه نمایید زمانی که تا مباحث دژ مستحکم توحید را خواندید به بررسی آیات ابتدای درس و مفاهیم کلی و جزئی هر قسمت در آن بپردازید، بعد از اتمام این قسمت، بخش پایانی درس یعنی علل عدم تحقق اعتقاد به توحید در زندگی مردم عصر حاضر را مطالعه می‌کنیم، در این مبحث رابطه بین نکات در هر بند بسیار مهم است و دقت خاصی در مطالعه نیاز دارد.

درس چهارم: در حقیقت همان ادامه درس سوم و بیان کامل‌تر آن است. مباحث این درس را می‌توانیم به دو دسته تقسیم کنیم. قسمت اول: تعریف اخلاص و ثمرات آن و قسمت دوم، راه‌های تقویت اخلاص. در قسمت اول: ابتدا مفهوم اخلاص را مطالعه نمایید سپس به بررسی آیات ابتدای درس بپردازید و پس از آن ثمرات اخلاص. شما برای فراگیری مباحث مرتبط با ثمرات اخلاص میتوانید آن را نیز به دو قسمت تقسیم نمایید: 1 - ثمرات اولیه 2 - ثمرات متعالی و سپس نکات مرتبط را به صورت خلاصه‌برداری بنویسید تا بهتر در حافظه شما ملکه گردد.

در قسمت دوم: ما با پنج عنوان مواجه‌ایم، در این بخش نکات ذیل هر تیتر را خوب مطالعه نمایید بالاخص ارتباط نکات هر بخش با یکدیگر و با عنوان آیات با تیتر که در طرح سوال بسیار مورد توجه قرار می‌گیرند.

درس پنجم: در واقع این درس راه درمان کوتاهی‌های معنوی و بازگشت به مسیر توحید عبادی را ترسیم می‌کند. مباحث هر بخش را به همان صورتی که در گذشته گفته بودم به صورت بخش بخش تقسیم نمایید تا بر متن درس تسلط خوبی پیدا نمایید.

توجه داشته باشید نکات پیرامون آیات توبه، پیرایش‌گری توبه روایات و آیه مرتبط با آن و همچنین مراحل توبه از نکات مهم و برجسته‌ای برخوردارند و دقت ویژه‌ای در مطالعه آنها مبذول فرمایید.

درس ششم: شاید به جرات بتوان گفت در میان دروس هر سه کتاب دوم و سوم و پیش از اهمیت خاصی برخوردار است، درسی که می‌توان آن را به دو بخش کلی تقسیم نمود 1- اختیار و اثبات آن 2- قضا و قدرالهی.

چ1 - بخش اول، اختیار: نخست متن درس را مطالعه فرمایید. دلایل وجدانی - درونی اثبات اختیار را با نکات مرتبط با هر سر تیتر فراگیرید، سپس به بررسی آیات مرتبط با اختیار بپردازید. سپس این بخش را با مطالعه فرایند آگاهی از اختیار به پایان رسانید.

2 - بخش دوم، قضا و قدرالهی: مطالب در این بخش به همراه مثال‌های مرتبط با آن برای فهم بیشتر دانش‌آموزان، از گستردگی خاصی برخوردار است که شاید یک مقدار پراکندگی مطالب را در بردارد، لذا توصیه می‌گردد عزیزان سعی نمایند این قسمت را به صورت خلاصه‌نویسی فرا گیرند و پس از آنکه مفهوم قضا و قدر برای شما ملکه شد مباحث پایانی درس اعم از علل و روابط عام با اراده خداوند و رابطه اختیار انسان با اراده خدا و ارتباط قضا و قدر و شناخت آن با پیشرفت دانش بشری بپردازید. در پایان، همانگونه که در گذشته عرض کرده‌ام در مطالعه دین و زندگی، تکرار مفاهیم نقش اصلی در فراگیری را ایفا می‌کند و تست زدن و مرور تستی مانند دروس اختصاصی اهمیت بالای ندارند مگر آنکه هدفمند باشند و خود نیز در خدمت مرور مجدد.

  • طاهره نظیفی
۲۲
آبان

 

آیت الله العظمی وحید خراسانی در پاسخ به سوالی در خصوص توجه در نماز، رعایت امور هشتگانه را توصیه کرد.

به گزارش مرکز خبر حوزه، متن سوال و پاسخ این مرجع تقلید به این شرح است:

سؤال چه کنیم تا در نماز حواسمان پرت نشده و توجّه‌مان به خدای تعالی باشد؟

پاسخ: بعضی از اموری که برای حضور قلب در نماز سفارش شده است عبارتند از:

اول: وضو را باتوجه و حضور قلب انجام دهد، از امام رضا(ع) روایت شده که وضو موجب طهارت و تزکیه‌ی دل است (وسائل الشیعه ‌١/ ‌٣٦٧ ابواب وضو باب‌١ حدیث ‌٩)

دوم: در عظمت نماز و در روایاتی که درباره‌ی نماز وارد شده تأمّل نماید.

سوم: مانند کسی نماز بخواند که گویا با نماز وداع می‌کند و دیگر فرصت نماز خواندن را نخواهد یافت (مجالس صدوق و ثواب الاعمال عن ابن‌ ابی‌یعفور قال «قال ابوعبدالله الصادق‌٧ اذا صلّیت صلاة فریضة فصلّها لوقتها صلاة مودّع یخاف ان لا یعود الیها ابدا»)

چهارم: وقتی روبه قبله می‌نماید سعی کند که دنیا و مافیها و خلق و آنچه به آن مشغولند را فراموش نماید و قلب خود را از آنها تهی نماید.

پنجم: به معانی نماز توجه نموده و نماز را با تأنّی و آرامش بخواند.

ششم: اینکه بداند از آن هنگام که وارد نماز می‌شود، تا آن لحظه ای که از نماز خارج می‌شود، خدای تعالی به او رو کرده و نظر می‌نماید، و ملکی بالای سر او ایستاده و می‌گوید: ای نمازگزار اگر می‌دانستی چه کسی به تو نظر می‌نماید و با چه کسی مناجات می‌کنی هرگز از او رو بر نمی‌گرداندی و ابداً از جای خود بر نمی‌خواستی (کافی عن ابی‌جعفر‌٧ قال: «قال رسول‌الله (ص) اذا قام العبد المؤمن فی صلاته نظر الله عزوجل الیه (اقبل الله الیه) حتی ینصرف ... و وکّل الله به ملکاً قائماً علی رأسه یقول له ایها المصلی لو تعلم من ینظر الیک و من تناجی ما التفتّ و لازلت من موضعک ابداً» وسائل الشیعه ابواب اعداد فرائض باب ‌٨ حدیث ‌٥ از کافی)

هفتم: اینکه بداند که در حال نماز از بالای سرش تا کرانه‌ی آسمان، رحمت خدا براو سایه انداخته و ملائکه الهی از اطراف او تا افق سماء او را در بر گرفته‌اند. (عنه (ص) ... و اظّلته الرحمة من فوق رأسه الی افق السماء و الملائکة تحفّه من حوله الی افق السماء...» وسائل الشیعه ابواب اعداد فرائض باب ‌٨ حدیث ‌٥ از کافی)

هشتم: آنچه در نماز مکروه است به جا نیاورید و به آنچه فضیلت نماز را می‌افزاید اهتمام نمائید مثل انگشتر عقیق به دست نمودن و لباس پاکیزه پوشیدن و خود را خوشبو نمودن و شانه و مسواک زدن.


  • طاهره نظیفی
۲۲
آبان

 

 

جواد ملکوتی خواه مسئول گروه نانو فناوری سبز در گفتگو با خبرنگار مهر در رابطه با ویژگیهای طلا به عنوان یک فلز، خصوصیات فیزیکی و شیمیایی آن و عارضه هایی که استفاده از آن برای مردان ایجاد می کند، به تحقیقات متعددی اشاره کرد که طی سالهای مختلف در کشورهای غربی درباره مضرات استفاده از طلا انجام شده است.

جواد ملکوتی خواه گفت: طلا، عنصر شیمیایی است که در جدول تناوبی با نشان
Au، لاتین aurum
و عدد اتمی 79 وجود دارد. طلا فلزی نرم، براق، زرد رنگ، چکش‌خوار، قابل انعطاف است که به دو صورت یک ظرفیتی و سه ظرفیتی وارد واکنشهای شیمیایی می شود و به علت اینکه با هیچ ترکیب شیمیایی واکنش ندارد، پایدارترین فلز در طبیعیت شناخته شده و تنها دو واکنش شیمیایی کلر و تیزاب سلطانی هستند که می توانند روی طلا تأثیر بگدارند.

وی افزود: طلا از واژه سانسکریت
Jval  گرفته می شود واژه آنگلوساکسون آن gold و به لاتین aurum  گفته می شود. از دوران هیروگلیف مصری از 2600 قبل از میلاد در کتاب عهد عتیق فلز طلا برای اولین بار به عنوان یک فلز درخشان با ارزش مورد اشاره قرار می گیرد.

این محقق و پژوهشگر اظهار داشت: طلا بعنوان نمادی برای پاکی، ارزش، سلطنت درجهان شناخته شده است و کیمیاگران که طلا را خدای فلزات معرفی می کردند و تمام آرزویشان این بود که فلزاتی چون مس را به طلا تبدیل کنند. این نکته قابل توجه است که این آرزو تحقق یافته است، در سالهای اخیر دانشمندان روسی توانسته اند با استفاده از یک مکانیسم طبیعی و استفاده از سیستم بیولوژیکی بدن مرغ مس را به طلا تبدیل کنند. یکی از توانمندیهای نانوفناوری این است که آرزوهای کیمیاگران را چون رسیدن به اکسیر جوانی و تبدیل مس به طلا تحقق بخشیده است.

  • طاهره نظیفی
۲۲
آبان

ماخذ نامگذاری سوره های قرآن مجید
1-سوره الحمد به معنی ستایش: ماخذ نام گذاری با حساب کردن بسم الله آیه دوم سوره است .

2- سوره البقره به معنی گاو- گاومخصوصی که دستور ذبح آن از طرف خداوند به قوم بنی اسرائیل داده شد – ماخذ نام گذاری آیه ی 67 سوره بقره است .
3-سوره آل عمران به معنی عمران پدر حضرت مریم است ماخذ نام گذاری آیه 33سوره است .
4-سوره نساء به معنی زنان (این سوره مشتمل بر احکام و حقوق زنان می باشد ) ماخذ نام گذاری آیه اول سوره است .
5-سوره مائده به معنی سفره ی آراسته از غذا ( راجع به تقاضای حواریون عیسی است که از او خواستند سفره آراسته از غذا برای آنان نازل کند ) ماخذ نام گذاری آیه 112 سوره است .
6-سوره انعام به معنی چهارپایان ( در سوره حکم حلیت و حرمت آن بیان شده است ) ماخذ نام گذاری آیه 136سوره است .

  • طاهره نظیفی